خرید بک لینک

شیرهای آسیائی در مقایسه با شیرهای افریقائی، دارای تفاوت های فیزیولوژیک و مرفولوژیک هر چند اندک ولی مشخص اند. از نظر فیزیولوژیک، صندوق صماخ شیرهای آسیائی نسبت به نوع افریقائی کم تر متورم بوده و ناحیه پس حدقه ای کوتاه تر و سوراخ جلو حدقه ای معمولاً به وسیله دیواره میانی به دو قسمت تقسیم شده است. اما از نظر مرفولوژیک، بارزترین تفاوت میان شیر آسیائی و افریقائی، وجود دو خط موازی طولی از یال در شیر آسیائی است که بر روی پهلوهای بدن به سمت زیر شکم ادامه یافته است. همچنین شیرهای آسیائی در بالای سر و در بین دو گوش خود دارای یال کم پشت اند، به طوری که گوش هایشان کاملاً مشخص است ولی در انواع افریقائی، یال پرپشت و بلند بین دو گوش عملاً باعث پوشیده ماندن گوش های این شیرهاست.همچنین دسته موی انتهائی دم شیرهای آسیائی بلندتر از نوع افریقائی است و موی ناحیه آرنج ها نیز رشد بیشتری دارد. شیرهای آسیائی به طور محسوسی کوچک تر از شیرهای افریقائی هستند. رنگ سراسر بدن آنها از گندمگون مخلوط با سرخی و سایه ای از سیاهی تا خاکستری یا خاکستری نخودی و گاهی با سایه ای از نخودی متمایل به سفید متغیر است و موها برحسب فصل ممکن است کوتاه و نرم یا بلند و ضخیم باشند.

●شیر و ایرانیان

همانطور که اشاره شد، یکی از زیستگاه های اصلی شیر آسیائی، فلات ایران بوده است و ایرانیان از دیرباز به این موجود زیبا و افسانه ای توجه داشته اند. این مطلب را می توان در نقوش مختلفی که از دوران باستان باقی مانده است، به خوبی مشاهده کرد. حتی مینیاتورهای بعد از ظهور اسلام در ایران نیز صدق این ادعا را تأیید می کند.احتمالاً یکی از قدیمی ترین شواهدی که در آن می توان ردی از شیر پیدا کرد، نقوش شیر و گاو و شیر و سرباز تخت جمشید است که نشان دهنده باورهای اعتقادی مردم ایران باستان در مورد شیر می باشد. به طوری که در نقش جدال شیر و گاو تخت جمشید، مراد جنگ شیر و گاو نیست، بلکه مراد توالی سال ها و زمان هاست و پیروزی گاو سپری شدن تابستان را نشان می دهد. همچنین شیر در نزد مادها و پارس ها جلوه ای از جلوه های میترا یا مهر بوده که پس از اهورا مزدا گرامی ترین فرشته است. مهر در نزد آریائی های کهن مقامی بلند داشته و با صفات و ویژگی هائی که برای او قائل می شده اند، به صورت نماد آریائی ها مورد استفاده قرار می گرفته است. میترا یا مهر، حامی و دادرس ارواح مردگان نیز می باشد و تصویر شیرهای کنده کاری شده بر سر در آرامگاه های پادشاهان هخامنشی به جای تصویر مهر، نشانی از اعتقادات این قوم به معاد است و نقش برجسته سر شیرها که مادها و پارس ها بر دسته شمشیرها، قلاب، کمربند و لگام اسب و غیره به کار می برده اند، نشان از اعتقاد آنها در به همراه داشتن جلوه ای از مهر است که به منزله دعا و پشتیبان در جهت رفع بلا بوده است. آنها همچنین از نقش پیکره های شیر بر جام و ساغرهای سیمین که با آنها آب چشمه های مقدس و نوشیدنی های سکرآور را در جشن های مهرگان می نوشیده اند، منظور اعتقادی داشته اند.اما در نقش مهر داریوش، شیری در اثر تیر او به زمین خورده است که تأکیدی بر تضعیف نقش مهر یا میترا در آن زمان می باشد، زیرا در کتیبه های داریوش و خشایارشاه اسمی از مهر و میترا همراه اهورا مزدا نیست.ولی در زمان اردشیر تغییراتی ایجاد شد و از مهر در کتیبه ها، بعد از اهورا مزدا یاد شده و نقش شیر چنان بزرگ می شود که اردشیر سوم آن را بر سکه ضرب می کند. در جام زرین به دست آمده از تخت جمشید نیز دو شیر دیده می شود که بر روی ران آنها علامتی وجود دارد همچنین این نقش را بر روی سکه ها و درفش های ایران نیز می توان دید.شکار شیر در ایران از دیرباز نشانه دلیری و شجاعت بوده و نقوش و منابع زیادی حاکی از شکار شدن این جانور در ایران، از گذشته های دور تا به حال بوده است. از آن جمله حجاری نقش رستم در پاره ای از ظروف و قاب های کهن، مثل قاب خسرودوم در حال شکار شیر که مربوط به اواخر سده ششم میلادی است و همچنین در قاب دیگری که بسیار شبیه قاب خسرودوم است، شاهزاده ای دیگر در حال تاختن اسب و شکار دیده می شود. بسیاری از مینیاتورهای زیبائی ایرانی نیز نشان از تداوم شکار شیر در ایران حتی بعد از ظهور اسلام دارند، به طوری که می توان از شکار گران معروف شیر در ایران به بهرام گور اشاره کرد.با تمام این اوصاف، شیر تا اواخر دوران قاجاریه در ایران به صورت پراکنده وجود داشته است و شکارچیان بسیاری به شکار آن مبادرت می نموده اند، به طوری که نوشته اند: x94محمدتقی خان بختیاری جزء شیر شکار نمی کرده است و سمبل افتخار جوانان بختیاری نیز شکار شیر بوده است و x94شیر شکارx93 لقبی بوده که هر جوان بختیاری آرزوی نامیده شدن به آن را داشته است.x93 ولی به دلیل همین علاقه شدید ایرانیان به شکار شیر و همچنین تخریب زیستگاه و کم شدن طعمه شیر در ایران که بیشتر گوزن زرد ایرانی بوده است، شمار شیر ایرانی به شدت کاهش یافت، به طوری که ظل السطان که ماجرای شکارهایش معروف است، هیچگاه در سفرهایش برای شکار شیر، نتوانست شیر را شکار کند و این مطلب را از شکست های مهم زندگی اش می دانست. این اذعان ظل السطان بیانگر کاهش شدید شیرایرانی در دوران قاجار می باشد.

●شیر در متون گذشتگان

ایرانیان باستان از دیرباز در مورد طبیعت و حیوانات گوناگون تألیفات زیادی داشته و به شناسائی آنها همت گمارده اند. به طوری که یکی از قدیمی ترین مشروحات در مورد شیر ایرانی مربوط به کتاب نزهت القلوب است که در سال ۷۴۰ ه.ق توسط حمداله مستوفی قزوینی تألیف شده است. در این کتاب آمده است: x94مرغزار دشت ارژن بر کنار بحیره است که در آن صحرا است و در این حدود بیشه است که در آن شیر شرزه بسیار باشد. طول این مرغزار دو فرسنگ و عرض آن یک فرسنگ استx93. همچنین از کتاب های مختلفی که در مورد حیوانات توسط پیشینیان نوشته شده است می توان به حیاه الحیوان، منافع الحیوان، عجائب المخلوقات و غیره اشاره کرد. در عجایب المخلوقات در مورد صفات شیر آمده است: x94شیر سعی است عظیم و قاهر، بر همه حیوانات غالب و هر حیوان که وی را دید آوازش منقطع گردد و بترسد و هر کجا که شیر آشیان دارد همه جانوران لاغر باشند و دلیری شیر به حدی بود که یک مردی را بیند یا لشگری را پیش وی یکی بود و نگریزد تا ظفر یابد یا هلاک شود و ماده شیر یک بار بیشتر نزادی و آنگه عقیم گردد. زیرا که بچه در شکم وی زهدان وی به چنگ تباه کند و چون اندک مایه زخمی به شیر آید، مورچه وی را هلاک کند و در زخم شود.x93 و در مورد راه های شکار شیر می نویسد: x94شیر آواز بیشه (دف) را دوست دارد و صیادان سرنای می زنند و دف، چون خواهند کی شیر را گیرند، سلاحداران در پس مطربان می آیند و می روند و شیر سماع می کند. چون آرام گیرد، کی سلاح ها به وی اندازند و وی را بگیرند و دربندند و بیشه می زنند.x93 و نیز می گویند: x94شیر هرگز زن و طفل و کور را نیازارد، از فرط تکبر.x93 و نیز می نویسد: x94شیر صفدع و سرطان خورد و خوک و از دنبال گریخته نرود و تنها رود در صحرا و با کس همراهی نکند و اگر گرسنه باشد، بانگ نزند تا صید نرمد.x93 و نیز در مورد خواص شیر می نویسد: x94اگر دو استخوان شیر برهم زنند، آتش از آن ظاهر می شود و اگر گوشت وی فدیه کنند و گشنیز برافشانند و دربند کنند، سوده و بخورند، بواسیر بیفکند و اگر بر خود بمالند فالج ببرند و هر که دل شیر بخورد دلیر گردد.x93 و نیز می نویسند: x94شیر چون بچه را بزاید مرده بود و در روز سیم، بچه زنده گردد و ماده بادی در بینی وی دمد تا زنده شود.x93 همچنین در منافع الحیوان در مورد شیر مطالبی نوشته شده است.

●موقعیت شیر آسیائی در ایران

از گذشته های دور، شیر آسیائی در جنگل ها، بیشه زارها، نیزارها و بوته زارهای جنوب ایران، از جنگل های اطراف رودخانه کرخه و دز و کارون به طرف مسجدسلیمان و رامهرمز و بوشهر و کازرون تا دشت ارژن واقع در غرب شیراز می زیسته است که هموار بودن نسبی زیستگاه این جانور، کم شدن و محدود شدن طعمه ها و از بین رفتن زیستگاهش توسط انسان و نیز علاقه افراد محلی به خصوص مردان ایل بختیاری به شکار این حیوان و شکار بی رویه آن توسط افسران خارجی به خصوص انگلیسی ها، از عوامل اصلی انقراض این جانور باشکوه در ایران بوده است. طی گزارشات گوناگون، تا دهه های نخستین قرن نوزدهم، شیر به تعداد زیاد در جنوب ایران و به خصوص در بوشهر که به معدن شیر معروف بوده، می زیسته است. همچنین در رامهرمز، شیر تلفات زیادی به دام ها وارد می کرده است. حتی در سال ۱۸۴۱، Levard نوشته: x94در خوزستان به کرات سه یا چهار شیر را با هم می دیدیم که به کمک سران قبایل از آنها شکار می کردیم.x93 همچنین Blanford در سال ۱۸۷۶ نوشته: x94در حال حاضر شیر در ماوراءالنهر و غرب کوه های زاگرس و شرق دجله و در بیشه های جنوبی و جنوب شرقی شیراز یافت می شود و در هیچ کجای دیگری از ایران و بلوجستان وجود ندارد.x93 و نیز نوشته: x94دره کوچک دشت ارژن در غرب شیراز برای زندگی شیرها بسیار مناسب است و از بابت داشتن شیر زیاد بسیار معروف است زیرا این محل به علت داشتن شرایط مساعد برای زندگی خوک های وحشی، برای زندگی شیرها نیز مناسب است.x93 و نیز اضافه کرده که هر سال چهار یا پنج شیر از دشت ارژن و اطراف آن شکار و تعدادی از بچه های آنها برای فروش به شیراز برده می شد. ضمناً خود او نیز در مارس ۱۸۶۷ در حدود کاروانسرای میان کتل در نیمه راه کتل پیرزن که در بلندترین ناحیه بین شیراز و بوشهر در ۸۰ کیلومتری شیراز قرار دارد، حوالی غروب در جنگل های بلوط به شیر ماده ای برخورد کرده بود. همچنین کنسول انگلیس در سال ۱۹۰۰ بیان کرده که تپه های اطراف کازرون تا شیراز دارای شیر است. در سال ۱۹۳۲ گروهی از مهندسین آمریکائی در اطراف دزفول یک جفت شیر کاملاً بالغ را می بینند و R.N.Champion Jones بیان کرده که اوایل زمستان سال ۱۹۴۱، در حدود ۶۰ کیلومتری شمال دزفول، شیر ماده ای را دیده است و سرانجام Heany در سال ۱۹۴۳ گزارش داد که در سال ۱۹۴۲ شیری را در حدود ۶۰ کیلومتری شمال غربی دزفول مشاهده کرده است و به این ترتیب آخرین شیر زنده ایرانی، در ایران مشاهده شد و از آن پس دیگر شیری در ایران دیده نشد.

برچسب: نویسنده: کارن رستمی تاريخ: يکشنبه 15 اسفند 1395 ساعت: 1:32

صفحه بندی