خرید بک لینک

پول در دهانبرای مشاهده ضرب المثل به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

به نام خدا

آقا موشه ای بود که همه به او <<فلفلی>>می گفتنند.فلفلی لانه ای گرم برای خودش درست کرده بود.یک روز که فلفلی جلوی خانه اش نشسته بود،الاغی از راه رسید و روی خانه ی فلفلی نشست. فلفلی گفت:<<آقا الاغه،این خانه ی من است،تو روی آن نشسته ای؛خراب می شود!>>

الاغ گفت:<<تو اندازه گوش من هم نیستی!بعد به من دستور می دهی!>>الاغ این را گفت و خوابید.فلفی الاغ را گاز گرفت و لای چمن ها پنهان شد.الاغ بلند شد.فلفلی را ندید.باز خوابید.ففلی شکم الاغ را گاز گرفت.الاغ بلند شد. فلفلی را دید.فلفلی به او گفت:<<اگر از روی خانه ی من بلند نشوی،باز گازت می گیرم.>>الاغ زیر لب گفت:<<پس راست می گویند که:فلفل نبین چه ریزه،بشکن ببین چه تیزه.>>بعد از روی خانه ی فلفلی بلند شد و رفت.

با تشکر از:

وبلاگ تخصصی رشد علم

برچسب: فلفل نبین چه ریزه,فلفل نبین چه ریزه به انگلیسی,فلفل نبین چه ریزه گوگوش,فلفل نبين چه ريزه,شعر فلفل نبین چه ریزه,کتاب فلفل نبین چه ریزه,نمایش فلفل نبین چه ریزه,اهنگ فلفل نبین چه ریزه,ضرب المثل فلفل نبین چه ریزه,معادل انگلیسی فلفل نبین چه ریزه, نویسنده: کارن رستمی تاريخ: پنجشنبه 6 آبان 1395 ساعت: 13:16

صفحه بندی